آنچنان باش که این حس غریب! جانماند در پس گرد و غبار تردید
به کدامین باور دل من محتاج است؟ از خودم می پرسم شعر از بابت چیست؟
زتمنای نیاز یا که از بازی دل!
دل
ما هم دل نیست زورقی بود پر از شور سفر که در این گردش ایام کمی زود شکست
موجی از شور دلم میخواهد زتقلای قلم با کاغذ ببرد تا آنجا رشته ی افکارم
که پراز فاطمه است با خودم می گویم گرچه زورق خالیست بادبانها اما مملو از
خواستن فاطمه است

نوشته شده توسط صدای دل در پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 | موضوع: