تبليغاتX
صداي دل - شعرهاي عشقولانه
  سکوت
 
 

سکوت “سرشار از ناگفته هاست،از حرکات نا کرده،اعتراف به “عشقهایی نهان”و شگفتیهای بر زبان نیامده.در این سکوت حقیقت ما نهفته است.حقیقت تو و من.              “مارگوت بیکل

 

منبع: وبلاگ شخصی سولماز مولایی

 

برچسب: "سکوت" "مارگوت بیکل"

 


نوشته شده توسط صدای دل در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 | موضوع:
 
 
  خنده
 
 

خنده بزرگترین اسلحه در جنگ زندگی است پس سعی کن همیشه بخندی





برچسب: "خنده" "لبخند" "زندگی"


نوشته شده توسط صدای دل در جمعه بیستم شهریور 1388 | موضوع:
 
 
  عشق واقعی . . .
 
 


پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم. دخترلبخندی زد و گفت ممنونم.
تا اینکه یه روز اون اتفاق افتاد.حال دختر خوب نبود...نیاز فوری به قلب داشت...از پسر خبری نبود...دختر با خودش می گفت: می دونی که من هیچ وقت نمی ذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی...ولی این بود اون حرفات؟...حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه هیچ وقت زنده نباشم...آرام گریست و دیگر هیچ چیز نفهمید...
چشمانش را باز کرد،دکتر بالای سرش بود. به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟ دکتر گفت نگران نباشید،پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید...در ضمن این نامه برای شماست!..
دختر نامه رو برداشت،اثری از اسم روی پاکت دیده نمی شد،بازش کرد ودرون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزیزم.الان كه این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری كه قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این كارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت(
دختر نمی تونست باور کنه...اون این کارو کرده بود...اون قلبشو به دختر داده بود...
آرام آرام اسم پسر رو صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد...و به خودش گفت چرا حرفشو باور نکرد

برچسب: "داستان عشقولانه" "ذاستان عشقی"


نوشته شده توسط صدای دل در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 | موضوع:
 
 
  بوی جوی مولیان آید همی
 
 

بوی جوی مولیان آید همی

یاد یار مهربان آید همی


ریگ آموی و درشتی راه او

زیر پایم پرنیان آید همی


آب جیحون از نشاط روی دوست

خنگ ما را تا میان آید همی


ای بخارا! شاد باش و دیر زی

میر زی تو شادمان آید همی


میر ماه است و بخارا آسمان

ماه سوی آسمان آید همی


میر سرو است و بخارا بوستان

سرو سوی بوستان آید همی


آفرین و مدح سود آید همی

گر به گنج اندر زیان آید همی

در کتاب گزیده‌ی اشعار رودکی - دکتر جعفر شعار و دکتر حسن انوری، نشر علم ۱۳۷۳، ص ۶۹) راجع به این شعر آمده:
علت سرودن این شعر را چنین نوشته‌اند که نصر بن احمد سامانی در زمستان در بخارا اقامت می‌کرد و در تابستان به سمرقند یا به شهری از شهرهای خراسان می‌رفت. در سالی که به هرات رفته بود، بهار و تابستان را در آنجا گذرانید و به جها خوشی هوا و فراوانی نعمتها، پاییز و زمستان نیز در آنجا ماند و بدین سان اقامت او چهار سال طول کشید. سران و بزرگان که از اقامت دراز و دوری از خانواده دلتنگ شده بودند نزد رودکی آمدند و از او خواستند تا کاری کند که امیر به بخارا بازگردد. رودکی این شعر را سرود و آنگاه در مجلس امیر حاضر شد و در پرده‌ی عشاق آغاز به خواندن کرد. چون به بیت «میر سرو است و بخارا …» رسید امیر چنان به هیجان آمد که بی کفش و جامه‌ی سفر بر اسب نشست و رو به بخارا نهاد و تا آنجا هیچ توقفی نکرد (نگاه کنید به چهارمقاله‌ی نظامی عروضی ص ۴۹ - ۵۳).
در طول تاریخ عده‌ی زیادی از شاعران از جمله امیرمعزی، سنایی، مولوی، وصاف‌الحضره، آذر بیگدلی و جز آنها از این قصیده‌ی رودکی استقبال کرده‌اند (حافظ نیز به این شعر اشاره کرده).

برچسب: "رودکی" "بوی جوی مولیان"

نوشته شده توسط صدای دل در سه شنبه دهم شهریور 1388 | موضوع:
 
 
  آن گل سرخی که دادی در سکوت خانه پژمرد
 
 

دیدی ای غمگین تر از من بعد از آن دیر اشنایی

آمدی خواندی برایم قصه تلخ جدایی

مانده ام سر در گریبان بی تو در شبهای غمگین

بی تو باشد همدم من یاد پیمانهای دیرین

آن گل سرخی که دادی در سکوت خانه پژمرد

آتش عشق و محبت در خزان سینه افسرد

اکنون نشسته ام در نگاهم تصویر پر غرور چشمت

یک دم نمیرود از یادم چشمه های پر نور چشمت

آن گل سرخی که دادی در سکوت خانه پژمرد

برچسب: "گل سرخ" "آتش عشق"

نوشته شده توسط صدای دل در جمعه ششم شهریور 1388 | موضوع:
 
 
  زندگی شد من و یک سلسله ناکامیها
 
 

زندگی شد من و یک سلسله ناکامیها

مستم از ساغر خون جگر آشامیها

بسکه با شاهد ناکامیم الفتها رفت

شادکامم دگر از الفت ناکامیها

بخت برگشته‌ی ما خیره سری آغازید

تا چه بازد دگرم تیره سرانجامیها

 
دیر جوشی تو در بوته‌ی هجرانم سوخت

ساختم اینهمه تا وارهم از نامیها


تا که نامی شدم از نام نبردم سودی

گر نمردم من و این گوشه‌ی ناکامیها

نشود رام سر زلف دل‌آرامم دل

ای دل از کف ندهی دامن آرامیها

باده پیمودن و راز از خط ساقی خواندن

خرم از عیش نشابورم و خیامیها

شهریارا ورق از اشک ندامت میشوی

تا که نامت نبرد در افق نامیها

شهریار


برچسب: "شهریار" "شعر ناکامی" "ناکامی"


نوشته شده توسط صدای دل در جمعه ششم شهریور 1388 | موضوع:
 
 
  تو روح ســـبز بارانی
 
 

چه زیبا می شوی وقتی که می گردی سرپا سبز
تو را من دوســت می دارم تو را ای سبز بالا سبز

تو روح ســـبز بارانی , من آن نـــیلوفر خــــواهش
بیا بنشین کنارم سبز و بنشان خواهشم را سبز

دلم قد می کشـــــد تا آبشار صاف گیسویت
تو اما تشنه می خواهی مرا غرق تمنا سبز

به زیر اســـــمان چشــــم تو تا چند بنشــــینم
بگو پژمرده می خواهی مرا ای اسمان یا سبز

به هنگام عــبور از لحظه های آبی احساس
مرا پل می زند چشم تو از آبی ترین تا سبز

تو در چشم من آن زیـــباترین گـــل در بهارانی
به غیر از تو نمی بینم گلی در جمع گلها سبز

میان این همه گــــلهای رنــــگارنـــــگ باغ عشق
گل از چشم تو می چینم گل از چشم تو زیبا سبز

به شوق دیدنت سر می کشند از پشت پرچین ها
بــــهار آورترین گــــــلها هــــــمه محو تماشا سبز

فضــــــای دره از بــــوی بـــــهار آکنده می گردد
چون بر می داری آهسته قدم روی علفها سبز

بیا ای دختر دریا کــــــنار ســــــاحل چشمم
که دیدن دارد اینجا با تو چشم انداز دریا سبز

نه تنها عشق من احساس من یا شعر من شد سبز
که از لـــطف نــگاهت خـــــــاک هم گردیده حتا سبز
برچسب:"سبز" "دختر دریا"

نوشته شده توسط صدای دل در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 | موضوع:
 
 
  دلم به وصل تو دارد امید
 
 

من از دریچه چشمت به آفتاب رسیدم
سبد سبد گل خورشید از نگاه تو چیدم

به شوق روی تو از مرز آفتاب گذشتم
به بیکرانه ترین کهکشان عشق رسیدم

به سمت روشن اشراق دیده بر تو گشودم
هـزار قافـــــــــــله نور در طـــــواف تو دیدم

به زیر طاق دو ابرویت آشیانه گرفتم
و در حــــریم نگاهت کبوترانه پریدم

به پیش پـــای تو افکندم از خیال کمندی
بدین بهانه تو را در کمند خویش کشیدم

قسم به ناز نـگاهت که در قبیله خوبان
مثال چشم تو من چشم آهوانه ندیدم

اگر به زلف تو بستم دل شکسته خود را
زهر که غیر تو بود و ز هر چه جز تو بریدم

تو روشنایی صـــــبحی به روزگار سیاهم
درون چشم سیاهت نهفته صبح سپیدم

دلم به وصل تو دارد امید عمر دوباره
مباد آن که شود نا امــید از تو امیدم
برچسب: "امید" "وصل"

نوشته شده توسط صدای دل در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 | موضوع:
 
 
  روزی که مرا بر گل رویت نظــــــر افتاد
 
 

روزی که مرا بر گل رویت نظــــــر افتاد


احساس نمودم که دلم در خطر افتاد

تا چشم من افتاد به گلبرگ جمالت


زیبایی گلهای بهار از نــــظر افـــــتاد

می خواستم از چشم تو محفوظ بمانم


کز برق نگاه تو به جانــــم شــــرر افتاد

گفتم نشـــــود راز دلـــــم فـاش ولیکن


دل خون شد و از پرده چشمم بدر افتاد

هر کس که شراب از خم چشمان تو نوشید


مخمور نگــاه تــــو شــــد و بی خــــبر افتاد

گـــنجینه اســـــرار ازل بود دل مـــن


امروز اگر پیش تو بی سیم و زر افتاد

خسرو به هوای لب شیرین تو بر خاست


برخاست ولی مثل مگس در شـکر افتاد


برچسب: "گل رویت" "گنجینه اسرار" "خسرو" "شیرین"


نوشته شده توسط صدای دل در چهارشنبه چهارم شهریور 1388 | موضوع:
 
 
  منوی اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
 
  درباره وبلاگ صدای دل
صدای دل یعنی:
شعر برخاسته از وجود عاشق
--------
دوست عزیز اگه شعر خاصی مد نظر داری برام بفرست تا به اسم خودت تو وبلاگ بذارم و در ضمن میتونی از این وبلاگ شعر خودتو به یه نفر تقدیم کنی.
.......
نکته:بعضی از دوستان و خوانندگان محترم وبلاگ صدای دل به کلمه عشقولانه اعتراض دارند ؛ اعتقاد دارن که کلمه "عشقولانه" قداست کلمه عشق را کمی مسخره و نازیبا میکنه.در جواب میخواستم بگم برای نظر شما احترام قائل هستم ولی بیایید بعضی وقتها یک کم نامتعارف عمل کنید چون بنظر من کلمه عشقولانه نمیتونه قداست و زیبایی کلمه عشق رو زیر سوال ببره

نکته2: از همه بازدیکنندگان عزیز وبلاگ که به ما لطف دارن و برای ما نظرات خودشون رو ارسال میکنن یه خواهش دارم و اینه که اسم کشور و استان محل زندگی خودشون رو اخر پیام بذارن. دوست دارم با اقلیم جغرافیایی خوانندگان محترم وبلاگم آشنا تر بشم
 
  آرشیو مطالب
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
آرشيو
 
  پیوندها
عطش
به رنگ زندگی
خموش
ورطه
سرزمین خاموشی
دنیای کوچک آقای اوف
پابرهنه‌ی برخط
یک‌پزشک
عکاسی
مگ‌ایران
خوابگرد
شور و شر
خواب بزرگ
توکای مقدس
عابر پیاده
اززندگی
کیبرد آزاد
پسر فهمیده
35 degree
ملکوت
یک لیوان چای داغ
مکتوب
الخلیج العربی
بیوگرافی
فریدون مشیری
دنياي شعر
مجله شعر در هنر نويسش
شعر نو
فروغ فرخزاد
حافظ
پایگاه شعر
دکتر علی شریعتی
کامران نجف زاده
مازیار ناظمی
نیک صالحی
کـــــــوچـــــه
تلخ نامه
تنهایی عشق بی وفایی
تنهاترین آواز
يادداشت‌هاي تنهايي
دلی که شکسته شد دیگه نازش نکنید
اشک لبخند
دلواپس ترین پنجره
عشق آتشین
نی نی شيطون
دنیای سینما
بالاترین
هفتان
آدینه بوک
کلوب
یو بیست‌‌وچهار
مجیدآنلاین
ویویو
مجله اینترنتی فریا
تکنوتاکس
رادیو زمانه
جیره کتاب
وردپرس فارسی
پرشین‌استت
بازنگار
آوار قصر نور
گلچین مقالات
تبسم تلخ
دهکده احساس
کمانگیر
پای تو سوختم بی وفا(دست نوشته های جمشید دانیال)
عشق کاغذی
من نوشت (نوشته های آقا سبحان )
تک نواز (مهدی رحیمی)
مهدی و مریم MZSM
''' سکوت ( اقا حامد ) '''
آشپزی
 
  پیوندهای روزانه
آرشیو پیوندهای روزانه
 
  امکانات وبلاگ

 

sedayedel

صدای دل

sedayedel

http://sedayedel.blogfa.com

صداي دل - شعرهاي عشقولانه

صدای دل

صدای دل

صدای دل یعنی:
شعر برخاسته از وجود عاشق
--------
دوست عزیز اگه شعر خاصی مد نظر داری برام بفرست تا به اسم خودت تو وبلاگ بذارم و در ضمن میتونی از این وبلاگ شعر خودتو به یه نفر تقدیم کنی.
.......
نکته:بعضی از دوستان و خوانندگان محترم وبلاگ صدای دل به کلمه عشقولانه اعتراض دارند ؛ اعتقاد دارن که کلمه "عشقولانه" قداست کلمه عشق را کمی مسخره و نازیبا میکنه.در جواب میخواستم بگم برای نظر شما احترام قائل هستم ولی بیایید بعضی وقتها یک کم نامتعارف عمل کنید چون بنظر من کلمه عشقولانه نمیتونه قداست و زیبایی کلمه عشق رو زیر سوال ببره

نکته2: از همه بازدیکنندگان عزیز وبلاگ که به ما لطف دارن و برای ما نظرات خودشون رو ارسال میکنن یه خواهش دارم و اینه که اسم کشور و استان محل زندگی خودشون رو اخر پیام بذارن. دوست دارم با اقلیم جغرافیایی خوانندگان محترم وبلاگم آشنا تر بشم صدای دل همان شعر برخواسته از وجود عاشق است . پس به صدای دل گوش دهید

صدای دل

صدای دل

صدای دل | شعرهای عشقولانه | پیامک عشقولانه | اس ام اس عشقولانه | عشقولانه ها | عکس عشقولانه | مطالب عشقولانه | جملات عشقولانه | شعر عاشقانه  | اشعار