تبليغاتX
شعرهای عشقولانه >
  جاذبه محبت
 
 

چشمانت زمين محبت بود

و من قانون جاذبه اش را وقتي فهميدم كه

سيب دلم افتاد

 


نوشته شده توسط صدای دل در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387 | موضوع:
 
 
  شعری از محمدرضا دشتی
 
 

مرا چون کاغذ خطی

 

که بعد از نا امیدی

 

در کلام خویش

 

که آن احساس رویایی

 

همان مقدار از عشق

 

که آن لحظه می شد گفت

 

افکار تو

 

به عشقی بود از عشق من

 

بقول آن کلام خود

 

بیشتر ، ولی من هم

 

کماکان می نشینم ،

 

نگفتم ، مرا چون کاغذ خطت

 

به بیرون از نگاهت پرت کردی

 

ولی تو ، به فکرت نیامد اینکه

 

نگاهم همچنان با توست

 

چه گویم چون عاشقی تنها

 

می نشینم گوشه معوا

 

که تنها فکر عشقت

 

می نشیند در کنار من

 

همه گویند این کلام تو

 

نیست آن کلام عاشقانه

 

و گویم بدانها من

 

که این عشق است اما

 

"عاشقی بی عشق"1

 

و آن عشقی

 

که ما را کشت

 

نوشتن این چنین نبود

 

که راه رسم خود دارد.

 

"سرو چمان" من دگر

 

میل رخم نمی کند

 

چون که رخی دگر کند

 

میل و نگاه باطلش 2

 

"محمدرضا دشتی"

 

1.عاشقی بی عشق : نوشته ایی داستانی از خودم (شاید بگذارم بخونید)/// 2. بر گرفته از شعر حافظ (سرو چمان من چرا میل چمن نمیکند ** همدم گل نمیشود یاد سمن نمیکند )

منبع:khaamosh.blogfa.com

نوشته شده توسط صدای دل در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 | موضوع:
 
 
  ساده دل
 
 

 

 

صد دفعه گفتم من به تو که عاقبت نداره عشق

 

با اینکه قلب خسته ام با جون و دل واست نوشت

 

روی دریا خونه ساختی ساده دل

 

خیلی دیر یارو شناختی ساده دل

 

تو قمار ناگوار عاشقی همه ی هستیتو باختی ساده دل

 

منم اون عاشق دیوونه ی اون که اومدم باز در خونه ی اون

 

اما اومدم تا نفرینش کنم نفرینمو به قلب سنگینش کنم

 

ای ساده دل اما نفرین که کار قلب تو نیست

 

تو برو با خط قلبت بنویس که دیگه تنهایی هام پایون نداره

اخه درد تنهایی گلایه نیست

نوشته شده توسط صدای دل در جمعه یازدهم مرداد 1387 | موضوع:
 
 
  مطلبی از دکتر شریعتی
 
 



دنيا را بد ساخته اند  آنکه را که تو دوست داری او تو را دوست نمی دارد

و آنکه تو را دوست دارد تو او را دوست نمی داری

اما آنکس که هم تو او را دوست داری و هم او تورا دوست می دارد

بر طبق قانون هرگز به هم نمی رسید

و اين رنجی بزرگ است. 

                                                                     
                                                     
« دکتر علی شریعتی » 

نوشته شده توسط صدای دل در پنجشنبه دهم مرداد 1387 | موضوع:
 
 
  از طرف احمد
 
 
بهار نوزاد است
ستاره نوزاد است
سيب نوزاد است
بيا با هم عهد ببنديم پا به پاي سيب گريه كنيم
پا به پاي ستاره و بهار
تا بزرگ شويم
تا تركه ي انار خواب سيب و ستاره را زخم نكند
تا كسي شبيه خاكستر پا به خلوت دريا نگذارد
بيا با هم بزرگ شويم
با آوازي متمايل به آيينه هاي شمال
بيا با هم بزرگ شويم
بيدارم ، شرجي مهربان من
همراه باد ارغواني ساز بزن
بيدارم
تا نگاه نوزادم در آغوش چشمان تو
قد بكشد
قد بكشد رو به جانب شمال
رو به علاقه ، به حوالي اقاقي
حتي براي شنيدن يك دوستت دارم ساده
گوش هايم نوزادند
كه نمي گويي كه نمي شنوم
بيدارم ، از هر پنجره اي بيدارتر
و نشاني برهنه ي كوچه ي نيامدنت را خوب مي دانم
و حتي لب دريا را بارها بوسيده ام
و حتي ميان گهواره هم عمري به عمد
همسن سيب وامانده ام
حالا ، ستاره ي سبز من ، بي تعصب بگو
بر مي گردي با هم بزرگ شويم ؟

نوشته شده توسط صدای دل در چهارشنبه نهم مرداد 1387 | موضوع:
 
 
  برای طلوعی دوباره
 
 
  

آرام آرام در انزوای خود فرو می روم

همچون خورشید در افق، به هنگام غروب....

گم می شوم در تاریکی هزارتوی درونم....

به دنبال کمی امید و اندکی جسارت، برای طلوعی دوباره


نوشته شده توسط صدای دل در سه شنبه هشتم مرداد 1387 | موضوع:
 
 
  منوی اصلی
صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
 
  درباره وبلاگ
صدای دل یعنی:
شعر برخواسته از وجود عاشق
--------
دوست عزیز اگه شعر خاصی مد نظر داری برام بفرست تا به اسم خودت تو وبلاگ بذارم و در ضمن میتونی از این وبلاگ شعر خودتو به یه نفر تقدیم کنی.
 
  آرشیو مطالب
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
آرشيو
 
  پیوندها
خموش
ورطه
کمانگیر
دنیای کوچک آقای اوف
پابرهنه‌ی برخط
یک‌پزشک
عکاسی
مگ‌ایران
خوابگرد
شور و شر
خواب بزرگ
توکای مقدس
عابر پیاده
اززندگی
کیبرد آزاد
پسر فهمیده
35 degree
ملکوت
یک لیوان چای داغ
مکتوب
الخلیج العربی
بیوگرافی
فریدون مشیری
دنياي شعر
مجله شعر در هنر نويسش
شعر نو
فروغ فرخزاد
حافظ
پایگاه شعر
دکتر علی شریعتی